لسان الملك سپهر

1887

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

بالجمله نجاشى بسيج سفر امّ حبيبه كرد و زنان خود را فرمان كرد تا از هر گونه طيب و عطر به دو فرستاد و او را با شرحبيل حبشى و جماعتى از مهاجران حبشه به حضرت پيغمبر گسيل « 1 » ساخت و مكتوبى نگار كرد و پيراهنى و سراويلى و ردائى و جفتى موزهء سياه از بهر هديه بفرستاد ، و چون امّ حبيبه برسيد شكر نجاشى بگذاشت و سلام ابرهه برسانيد پيغمبر خدا فرمود : عليك و عليها السّلام و رحمة اللّه و بركاته . و اين استوار نباشد كه بعضى حديث كرده‌اند كه : امّ حبيبه را به مدينه آوردند و عثمان بن عفان در سال هفتم هجرى از بهر پيغمبر خواستارى نمود . بالجمله چون امّ حبيبه را هنگام وفات برسيد با عايشه و امّ سلمه گفت : مرا معفو داريد چه ميان زنانى را كه يك شوهر باشد سخنان گفته شود ، گفتند : خداوند ما را و تو را بيامرزاد عفو كرديم . گفت : مرا شاد ساختيد ، خداوند شما را شادمان كناد . در سال چهل و دويم و به روايتى چهل و چهارم هجرى وفات كرد ، مروان بن حكم بر او نماز گزاشت و به روايتى ضعيف وفات او در شام بوده ، در كتب عامه شصت و پنج ( 65 ) حديث از او آورده‌اند . من جمله دو ( 2 ) حديث در فرد مسلم ، و يكى در فرد بخارى است . شرح حال صفيّه زوجه دهم رسول خداى صفيه بنت حىّ بن اخطب بن ثعلبه از بنى اسرائيل از سبط هارون بن عمران عليه السّلام از قبيلهء بنى النّضير است ، مادر او خره بنت سموال باشد ، نخست زن سلام بن مشكم بود ، از او جدا شده و به نكاح كنانة بن الرّبيع بن ابى الحقيق درآمده ، و كنانه در حرب خيبر كشته شد و صفيه اسير گشت ، - چنان كه شرح آن مرقوم افتاد - ، و رسول خدايش خاص خويش ساخت و تزويج كرد و آزاد ساخت و اعتاق او را صداق او فرمود . چون از خيبر كوچ خواستند كرد راحله پيغمبر را حاضر كردند پاى مباركش پيش

--> ( 1 ) . گسيل : روانه ساختن و فرستادن كسى به جائى .